عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
157
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
آثارش در بخشي ديگر از همين مقدمه از اين نامه برديم ، نشانگر اين ارزش است . چهرهء عبد الرزّاق در اين نامه ، چهرهاى است آرام كه درستى مدعاى خود را در لابلاى آيات قرآني وأحاديث شريف واستدلالات عقلي جستجو مىكند واز تشنيع وتكفيرى كه اين شيخ خشمگين در حقش روا داشته بود ، سخت متعجب - ونه آزرده - مىنمايد . از اين رو علامهء طهراني در معرفى اين نامه بدرست مرقوم داشتهاند : « وكتاب الكاشاني المترجم له يحتوى على استدلالات منطقية في حين أنّ كلام السّمنانى لا يحتوى إلّا على النّقل من أستاذه انّه كان يحرّم دراسة كتب ابن العربي وأنّ القول بوحدة الوجود كفر ! » « 1 » اتّحاد يا تعدّد اين مكاتبات آيا ميان اين دو ، تنها همين يك مكاتبهء مشهور واقع شده است ويا جز اين ، مكاتبات ديگرى هم داشتهاند ؟ اگرچه به نقل جامى « . . . أمير اقبال اين سخن را بشيخ خود عرضه داشت كرده بوده است شيخ در جواب نوشته است كه . . . وچون اين خبر بشيخ كمال الدّين عبد الرزّاق رسيد بشيخ ركن الدّين علاء الدّوله مكتوبى نوشته است وشيخ آن را جواب نوشته . . . » « 2 » امّا از آنجا كه تنها همين يك مكاتبه در حافظهء تاريخ باقي مانده است ويادى از مراسلات ديگر آنان در جائى ديگر نمىتوان يافت ، مىتوان پذيرفت كه سمنانى آن جواب نخست را خطاب به خود سيستانى - ونه كاشاني - نگاشته است . بنا بر اين ظاهرا مكاتبات اين دو در غالب همين يك نامه آغاز وبه انجام رسيده است . دو تحرير يا دو روايت پس از اين اشاره خواهيم كرد كه از اين نامه هم نسخ بسيارى در دست داريم وهم متن اين نامه بعدها در چندين كتاب ديگر بتمامى نقل شده است . اين بنده در جريان تصحيح آن ، دست كم ده نسخه خطى را به مقابله ومقايسه گرفت وميان آن نسخ ونيز
--> ( 1 ) . بنگريد : الحقائق الرّاهنه ص 113 . ( 2 ) . بنگريد : نفحات الانس ص 482 .